کسی جز دل نمی فهمد ،،،،
کسی جز دل نمی فهمد سلام بی جوابی را
کسی جز اشک نشناسد غمِ خانهخرابی را
من آن آیینه ای هستم، شکسته پیش چشمانت
که هر قطعه حکایت کرده رنجِ بیحسابی را
به روی زخم دل هربار پوشیدم تبسم را
ولی رسوا کند آخر، زمان، رنگ نقابی را
به روز حشر هم، هرگز نمی بخشم گناهانت
که از جادوی چشمانت خریدم هر عذابی را
به پایِ عشق، جان دادم؛ نفهمیدم که می میرم
به شوق بوسه بر چشمت ، لبِ خشکِ سرابی را
#لیلا- رضاییان
تیر ۱۴۰۵


