قالب شعر: {قالب شعر:35}
او مرا بوسید ورفت
شب رسید ومثل ماهی از برم تابید ورفت
آمد و آهسته در رویا مرا بوسید ورفت
عطرگیسویش ولی پیچیده در هر لحظه ام
مادرم درنیمه شب آرامشم را دید ورفت
گاهی از مهتاب چشمش نور می گیرد دلم
چون فرشته با دوبالش او مرا بوبید ورفت
در کتاب کهنه ام خطی به یادش مانده است
ازفراقش موج غم درقلب من پیچید و رفت
نغمه اش درشعرمن چون بلبلی دل زنده است
صبحی امد عکس او برشیشه ام خندید ورفت
شاخه ای گل چید از باغی برای حال من
آب برگل ریخته و بر عشق من بالید و رفت
هر چه گفتم ای بهارم یک نفس دیگر بمان
برلبش خنده نشست وگل به من بخشید ورفت
پر کشید مثل قمری از زمین تا آسمان
مثل مرغی بر دیارش لحظه ای چرخید و رفت
لیلا رضاییان
شعر
اذرماه ۱۴۰۴


