درد یعنی
درد یعنی
درد یعنی پشت یک لبخند، گریانت کند
آرزوی دیدن دلدار، حیرانت کند
درد یعنی شب، چراغِ ماه را خاموش کن
تا سیاهی با سکوتِ خویش، مهمانت کند
درد یعنی در هجومِ بیصدای ثانیه
انتظارِ یکصدا شبها، هراسانت کند
درد یعنی یوسفِ امید را گم کردهای
تا غم، پیراهنی خونین پریشانت کند
درد یعنی هرچه میگردی میان خاطرات
جای خالیِ کسی هر لحظه ویرانت کند
ردِ یک عطرِ قدیمی از درونِ کوچهها
با نوای خستهای از غم، گریزانت کند
لیلا رضاییان
دیماه ۱۴۰۴


