بازشد شیشه ی عطری که درآن بوی تو بود
غنچه تا لب بگشود زنهان، روی تو بود
عاشق حسن و جمالت، شدم ای ماه منیر
طلعت ماه و ستاره رخ نیکوی تو بود
حک شده نام تو بر قلب من ای الفت جان
چشم من منتظر غمزه آهوی تو بود
هر کجا می نگرم آن مه رخسار تو بینم
سنبل و سرو و چمن دامن مینوی تو بود
تو شدی مرهم زخم دل و ارامش من
دل من زخم عمیق و پی داروی تو بود
بنشینم لب جویت به شفق تا ز فلق
کوزه ام، تشنه ی هرزمزمه ی جوی تو بود
من سیه روز جهان پرده به رخسار مگیر
دست من در همه جا چنگ به گیسوی تو بود
خارصحرا شده گل از نفس دلکش یار
کوه وجنگل همه از قوت بازوی تو بود
لیلا رضاییان
سروده شده،، اذر ماه 1403


