قالب شعر: چهار پاره
راننده دوباره نور بالا زده است
ماشین وی از غروب در عربده است
چشمان حزین بره ها می دانند
این گرگ به دنبال شکار آمده است
آن گونه که گربه موش را می نگرد
او دختر گل فروش را می نگرد
هر روز پری بلنده با خندۀ تلخ
این مملکت وحوش را می نگرد
یک روز پری بلنده از باغ بهشت
در نامه به ماردوش خلخال نوشت:
بالای طناب دار می دانستم
گندی زدی ای زاهد پاکیزه سرشت
هر کوی و محله ای شده شهر نویی
ابزار زناست هر سمند و پژویی
حالا تو خودت بگو جناب قاضی
این مفسد فی الأرض منم یا که تویی؟

