چشم پر رقص
شعر
📚کریان
چشم پررقص شما ٱیینه وجام من است
مرهم روزفروزان و تب شام من است
قلب پر خون تو شدمٲمن رٶیاهایم
لیک باید به توگویم که دلت دام من است
شربتی ریز به این حلق عطشناک که خود
لب لعل تو که شیرینی این کام من است
من گمگشته به کویت صنما ویلانم
تابلوی کوی شما اسم من ونام من است
دست بر تارک ابروی کمانت بزنم
بوی گرم تن تو عطر به اندام من است
صورت ماه تو در شب چه تماشا دارد
باقری راتو بزرگی ،وچه انجام من است
✍️فریدباقری کریانی
🎍ٱزاد
نوین،رویش
هجاهای
🍒ناهمسان
شرح:
وزن از شمار هجا رسته، به نبضِ نفسِ واژه گره خورده
و غزل با قافیه و ردیف، وحدتش را از دلِ این ناهمسانی میستاند


