سخن واژه ها
“سخن واژهها”
شعر من،
پر از ناگفتههاست؛
آکنده از جناس و کنایه،
پندهای دوپهلو.
🪽🪽
این زبان نوینِ کلاسیکآمیز،
چه قصهها دارد:
در بیان بدیها
با خوبیهای همیشگی مأنوس.
🪽🪽
هنر، جان من است
در این سپردهسرا.
هان،ای معاصر!
با توام…
سخنم بشنو:
این زادبوم،
در پیچِ تندِ تمدن است.
🪽🪽
گردبادی باید
که کهنه را نو کند؛
ذرههایش،آزمونی برای این خاک.
در این گذرگاه،
خردهشیشهایام در زبالهدان تاریخ،
و بر منبر نور،
ٱوارهای از افکار سرد زندان تن.
🪽🪽
مأموریت این است:
رهاندن ذهن از دخمهی تاریک تن،
بیداری اندیشه،
گرداندن چرخِ سپهر دانش.
🪽🪽
با بارانِ دانایی،
اندیشهای سبز جوانه زند،
زنجیر زندان تن بگسلد
و افکار کهنه را به خاک سپارد.
🪽🪽
در سپهر نوآوری،
چرخ دانش به دست پرتوانت بچرخد،
در میدانی که خورشیدش انرژی است.
🪽🪽
ای سروِ ایرانی!
تابوی جنگ را بشکن،
فلک را ستارهباران کن.
قصهای بنویس
با عطر گلهای رنگین،
با تکیه بر فرهنگ غنی گذشته
و راهکاری نو.
🪽🪽
از قناتهای کهنه ی جنوب
جریان دادههای دیجیتال جاریست؛
پلی از نخلهای بارور کریان ِ میناب
تا ماهواره و هوش مصنوعی.
از شکوه دریای خلیج فارس
و رقص ماهی مرکبِ بندرعباس
الگوریتمی برای کاروان فکر بساز.
🪽🪽
ای ایرانی!
ذهنت آیینهای زلال است.
شعر من بیانیهاست:
آینده روشن.
به سوی نور بشتاب.
🪽🪽
ایران،
ای ابررایانهی فرهنگ و هنر!
با ذهن برترت
جهانی را دگرگون کن.
🪽🪽
ای شاعر واژه!
آینده را برای این مرز پرگهر بیافرین.
ایران…
خواستگاه شعر تعامل سازنده.
وشعــــــــــــــرکریان ِمیناب پلی است براین رود خروشان
🪽🪽
#باقری_کریان_فرید
#ایران_هرمزگان_میناب
#شعر_ادبیات_هنر
#📚🎍🍒_کریان_آزاد_نوین_هجاهای_ناهمسان


