حسرت دیرین
ای مونس غمهای من و حسرت دیرین
دیدار تو آرامش جان من مسکین
لعنت به جهانی که گرفت از تو دلم را
من مانده ام و آینه و این رخ غمگین
هرچند دلم و تیره و تار است ز غم تو
چون نور شدی بر شب من ای مه پروین
برگرد و تو تیمار دل زخمی من باش
مرهم شو و ارام نشین بر دل خونین
در مصرع چشمان تو صد راز نهفته ست
هر بیت ز ابیات تو دارد غم شیرین
#بهناز_خدابنده_لو


