با دل تنگم مدارا می کنم
روز و شب را با دل تنگم مدارا می کنم
بی تو با حالِ خرابم فکر فردا می کنم
من تمام دلخوشی های جهانم را فقط
در میانِ چشم زیبای تو پیدا می کنم
هرکسی پرسید، از حال دلم گفتم به او
چون کویری تشنه لب دریا، تمنّا میکنم
در رَهت جان می دهم هرچند انکارم کنی
عاقبت مهرِ خودم را در دلت جا می کنم
وصل در تقدیر ما هرگز نباشد خوبِ من
جان به لب آید ولی در شعر حاشامیکنم❤️
۱۴۰۵/۰۴/۱۴
بهناز خدابنده لو


