آمدی وقتی که دیگر بی نهایت دیر شد
کودک نوپای قلبم در نبودت پیر شد
بعد تو من ماندم و جایت که دیگر پر نشد
هرکه آمد جای تو از سردیم دلگیر شد
صورتت زیبا ولی درقلب تو مهری نبود
قلبم از هرچه زیبای رو عالم سیر شد
ارتش چشمان تو دار و ندارم را رُبود
کاخ زیبای دلم با یک نگه تسخیر شد
کینه ای از تو ندارم خاطرت آسوده باد
بی وفایی های تو بر گردن تقدیر شد


