شاد می سوزد و اشکی روان است …!
شاد می سوزد و اشکی روان است
آهسته آهسته اینجا نوجوان است
تقدیردرآتش سوخت ، اشک جاودانه
قضا تا به قیامت پهلوان است
سردار این شُطِّ ، فرات ، واویلا
اشکی به پا افتاده ، جویی روان است
سردار جان ها چون سلیمان ِجوانمرد
رستم دستان مهربان و بی اَمان است
اینجا دماوند ایستاده ایستاده
اینجا هروله نقش ِ جان است
عرفان بدان نامردها مرده خوارند
کرکس صفت این ترامپ از نکثان است
شاد می سوزد و اشکی روان است
آهسته آهسته اینجا نو جوان است
مهدی عرفانیان


