تو اگر دل بِکَنی از دل من می میرم
بِرَوی و بشوی مشکل من می میرم
تب عشقت به تنم سخت سرایت کرده
از تنم دور نشو ناقل من می میرم
قصّه ی مهر تو در شهر طنین انداز است
گر که مهرت نشود شامل من می میرم
غرقِ دریای غمم سوی تو آیم با شوق
بیش از این دور نشو ساحل من می میرم
قاصد آورد خبر قصد دیارم داری
نازنین گر نَرِسی منزل من می میرم
#بهناز_خدابنده_لو


