آفتاب آزادی بارآوری است
ساغر سکرآور جان پروری است
روز حتی از میان روزنی
باز همچون خندۀ افسونگری است
با لعاب آفتاب کامیاب
بر لب گل خندۀ زیباتری است
دشت وقتی نورباران می شود
هر گلی را رنگ و بوی دیگری است
سبز و سرخ و آبی و زرد و بنفش
رنگ شادآهنگ هر گل نوبری است
زندگی درک همین زیبایی است
این شعور روشنایی باوری است

