قالب شعر: تک بیت
(1)
بعدِ گندی که به کارش زده است
تازه یارو سر عقل آمده است
(2)
توی دل خود دوست ندارند او را
(3)
خدا باران فرستد یا که خورشید
همه با هم از او راضی نگردید
(4)
با خودش تنها اگر یک زن شود
فکر و ذکرش شر به پا کردن شود
(5)
هر زمان کاری نداری تا کنی
یاد می گیری که شر برپا کنی
(6)
گر سگی را عصبی کرده و می آزاری
به که پا روی دم پیرزنی بگذاری
(7)
هر کسی پهن شده روی زمین
نتواند که بیفتد پایین
(8)
هر کسی از کشمکش آسوده است
بی گمان مردی مجرد بوده است
(9)
استخوان ها نصیب آن هایند
که سر سفره دیر می آیند
(10)
هرکجا جنگی و دعوایی هست
یک زن البته در آن دارد دست

