رنجیدی؟
تویی که در دل من تا ابد سرا داری
به قلبِ عاشقِ من،پس چرا جفا داری
مگر چه کرده دلم با دلت که رنجیدی ؟
گذشتی از من و بر دل، ستم روا داری
بجز وفا و محبت ،چه کرده ام با تو؟
که غیرِ من به رقیبانِ من،وفا داری
منی که خاکِ دَرَت را بِرُفته ام به مُژه
برایِ چاره ی دردم ،کمی دوا داری؟
و شاید این که مرا خون جگر کنی شادی
برای خوردنِ خونم چه اشتها داری
بس است این همه ناز و کرشمه و غمزه
به دل نمانده رمق،بس که تو ادا داری
سوالِ آخرم این است حضرتِ معشوق
بگو به من که بدانم ،نظر به ما داری؟
#مجیدکرمی_زرندی


