چمن به رقص درٱید
چمن به رقص در ٱید جمال گل خندد
همان زمان که نگارم به دست خود بندد
عقیق حلقه ی نازش که یار او داده
گوهر زدست فلک بی گمان که افتاده
نگون بخاک شود اختر از جلال وشکوه
چو سرو ناز من ٱن دم به جلوه و به وضوح
کند دو دست نمایان ز ٱفتاب ادب
به قبله گاه بر ٱرند صدای نای وطرب
چو قدسیان نظری بر جمال یار کنند
دو دست بر کف و بانگ خوش وهوار کنند
به بزم خویش برندش به شوق واستقبال
بساط عیش بچینند و لابه ای فی الحال
خروش بزم رسد تازمین همی برگوش
شوند مست همه میگسار وباده فروش
✍️فریدباقری کریانی
#📚🎍🍒_کریان_آزاد_نوین_هجاهای_ناهمسان
🧞بداهه


