مطبخ ٱغوش
شعر
📚کریان
“مطبخ ٱغوش”
من مستِ نگاهِ بی قرارت شدهام
ناخواسته، خود مستِ قرارت شدهام
ٱهسته بیا دمی به بالینم شب
چون عاشق ناب انتظارت شده ام
ای شوق غزل به بزم شعرم تو نشین
بنگر که چگونه خواستارت شده ام
درخواهش چشمان سیه رنگ شما
خیزم به تماشاکه نگارت شده ام
گرمای نفسهای تو در فصل تموز
من همچو یخی خنک کنارت شده ام
ای پادشه حسن چرا حیرانی
یکدم تو فرود ٱی، بهارت شده ام
در مطبخ ٱغوش شما خندانم
زیرا که بدانم چه به کارَت شده ام
این باقری خوش سخنت را بنگر
پیداست همیشه ماندگارت شده ام
✍️فریدباقری کریانی
🎍ٱزاد
نوین،رویش
هجاهای
🍒ناهمسان
—


