درخت کوچه
شعر
📚کریان
من درخت کوچه ات هستم کنار پنجره
ٱب پاک ازدیدگان خود چکان در پای من
شعله ی عشقت فروزان کن که تا روشن کند
این در و دیوار را ای بهترین ٱوای من
دفتر قلبم مزین شد بنام نامیت
صفحه ی صاف دلت خط خط کند امضای من
ای نگارا نازنینا مه جبین من تویی
دلبر امروزم و غمخوار بر فردای من
گفته بودی سالها درپای من مانا شوی
من فدایت گردم ای ماه شب وشبهای من
ابروانت را توپرچین کن که غوغا می کند
ٱن کمانش ای گل شب بو و،ای حمرای من
گیسوان را می دهی بر باد قربانت شوم
بوی مویت برده هوشی ازسرم تاپای من
توکه ای دلبرا ،دانی چه با من کرده ای؟
برده ای عقل ودرایت از سر ای حورای من
✍️فریدباقری کریانی
🎍ٱزاد
نوین،رویش
هجاهای
🍒ناهمسان


