راه خود را رود خیلی زود پیدا می کند
هر زمان آغوش دریا را تمنا می کند
آب وقتی فی البداهه ساز رفتن می زند
چک چک یکریز او در دشت غوغا می کند
سنگ ها را سخت و سرمستانه از جا می کند
همچنان سنگر به سنگر راه را وا می کند
زنده و توفنده وقتی دل به راهی می زند
با کدامین صخرۀ خارا مدارا می کند
اشتیاق دیدن نادیده های زندگی
قطره های آب را این گونه شیدا می کند
هیچ آبی بدتر از یک آب خواب آلوده نیست
آب را ادراک و بیداری گوارا می کند

