به رنگِ چشمِ تو مژگانِ تیره می آید
چقدر غمزه به چشمانِ خیره می آید
کشیده روسری ات را نسیم با خنده
به گیسوانِ تو سنجاق و گیره می آید
گرفته دامن تو، بوی پونه و نعنا
زِ کُنج چادر تو عطرِ زیره می آید
به شوق دیدنِ رویِ تو، ساکنِ بندر
از آب می گذرد، تا جزیره می آید
ردیفِ منتظران تو کم نمی گردد
یکی اگر برود، دَه ذخیره می آید
اگر به سویِ تو کج شد، نگاهِ طمّاعی
به انتقام تو دَه ها عشیره می آید
به حکم عقل، نباید به تو بیندیشم
شرابِ بوسه بر این عقل، چیره می آید
تو عشق را به هوس، لَکْ نمی کنی هرگز
که این کرامت نفس از خمیره می آید
#عاشقانه_هایی_برای_تو
#رضافانی
#اردیبهشت۱۴۰۴


