زبان پنجره را، دَر چه خوب می فهمد
شرورِ در تَله هم، حرفِ خوب می فهمد
کسی که حرفِ نصیحت، نرفته در گوشش
زبان زور و کُتک، سنگ و چوب می فهمد
بیانِ چشم و دلی را که می کند توبه
خدایِ مالک چشم و قلوب می فهمد
دلم گرفته و دلتنگی مرا «جاشو»
کنارِ اسکله تنگِ غروب می فهمد
دلیلِ حالتِ افسردگیِ روحم را
فقط مسافرِ قطبِ جنوب می فهمد
وَ حالِ رُفته گرِ خسته ی خیابان را
کسی که کرده خودش، رُفت و روب می فهمد
عطش به جانِ «گَز» افتاده، حالتش را کِی ؟
چنارِ لَم زده در پایِ جوب می فهمد
پیامِ بینِ من و تو، فقط سه تا نقطه ست …
بلوط جنگلی و، دارکوب می فهمد
#عاشقانه_هایی_برای_تو
#رضافانی
#اردیبهشت۱۴۰۴


