شوق دنیا
این دل غمدیده را با شوق دنیار کار نیست
ساز و کار دلبری با دلبرم هموار نیست
دلبری هایش گهی رنج آور و گه دلنواز
حرف من گاهی برایش کمتر از آزار نیست
سعی کردم تا بفهمد حرفم و من حرف او
سعی من پاسخ نداد و گوئیا بیدار نیست
دلبری اینگونه را عنوان دلبر نارواست
گوش دل همراه با این منطق و رفتار نیست
دل فقط بر راه خود می تازد و در یک کلام
چاره ای غیر از سپردن دل بر این دلدار نیست
غفلت از عشق سر پیری به رسوایی کِشد
گر شدی غافل بدان دیگر کسی غمخوار نیست
رو توکّل پیشه کن آصف تو با دلبر بساز
عاشق خوش عاقبت غیر از همین بیمار نیست
بهمن ۰۳


