از سپهر و نور عصمت،اختری چهره نما شد
خاک ایران از قدومش،غرق نور و باصفا شد
نام او معصومه باشد،گوهری پاک و مطهّر
شهر قم هم از حضورش،قطعه ای از کربلا شد
روز دختر نام دارد روز میلادش به ایران
دختر موسَی بن جعفرع دختران را مقتدا شد
در غم فقدان بابا، بهر دیدار برادر
راهی ایران شد ایشان،جانب طوس الرّضا شد
در کنار ساوه امّا کاروان با دشمنانی
شد مقابل،حضرتش مسموم از زهر جفا شد
با هزار افسوس و ماتم،بانویی با این بزرگی
در غروب غربت قم،با مصیبت مبتلا شد
باغ موسی پورِ خزرج شد یکی باغ بهشتی
مدفن معصومه بانو،دخت ختم انبیا شد
آصف امّا با ارادت،می رود گاهی زیارت
تا مگر الطاف بانو،شامل این بینوا شد
مرداد۱۴۰۱


