امید
تا بگویم شعر خود را با مدد از یک حدیث
یاد آوردم حدیثی از امیرالمؤمنین ع
حضرتش فرموده،از جایی که نشکفته امید
انتظارخیر از آنجا بیشتر باشد یقین
بعد فرمايد که موسی پور عمران رفته بود
تا که آتش آوَرَد،پیغمبری شد در زمین
یا که بلقیس از سَبَا آمد برون بهر شناخت
روبرو شد با سلیمان،آن نگار نازنین
حاصل دیدار او شد گفت و گویی با نبی
حاصل آن گفتگو ایمان شد و درّی ثمین
اهل جادو جمله بر تایید فرعون آمدند
در مصاف حضرت موسی نشسته در کمین
چون شکستِ ساحران با لطف حق شد آشکار
در قبال ظلم فرعون،چنگ بر حَبلُ المَتین
گر تو نیکو بنگری اینها نه بهرِ این هدف
بلکه اهدافی دگر،ترسیم کرده قبل از این
غیر از آن مرد خدا موسی،خداجوی به حق
آن دو را توفیقِ اجباری به نوعی شد قرین
می شود یار تو آصف این چُنین توفیق ها
گر توکّل پیشه کردی،می دهندت آفرین
۱۴۰۲/۰۸/۰۸
الإمامُ عليٌّ عليه السلام : كُن لِما لا تَرجُو أرجى مِنكَ لِما تَرجُو ؛ فإنّ موسى بنَ عِمرانَ عليه السلام خَرَجَ يَقتَبِسُ لِأهلِهِ نارا، فَكَلَّمَهُ اللّه ُ عزّ و جلّ فَرَجَعَ نَبيّا ، و خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَأٍ فَأسلَمَتْ مَع سُليمانَ عليه السلام ، و خَرَجَ سَحَرَةُ فِرعَونَ يَطلُبُونَ العِزَّةَ لِفِرعَونَ فَرَجَعُوا مُؤمِنِينَ.
[الأمالي للصدوق : 244/261 ]
امام على عليه السلام : به آنچه اميدش را ندارى اميدوارتر باش از آنچه بدان اميد دارى ؛ زيرا كه موسى بن عمران عليه السلام رفت كه براى خانواده اش آتش برگيرد اما [در آن جا] خداوند عزّ و جلّ با او به سخن در آمد و او پيامبر برگشت . ملكه سبا نيز از كشور خود بيرون آمد ، اما به دست سليمان عليه السلام مسلمان شد . و جادوگران فرعون براى تقويت قدرت فرعون بيرون آمدند ، اما [به خدا ]ايمان آوردند و برگشتند


