پنهان نکن نام مرا نوری سپیدم
خطی به روی غصه های تو کشیدم
ویران نکن این خانه موروثی ام را
این موطن اجدادی ام مهد امیدم
دالان به دالان خان رستم را گذشتم
وقت غمت در لحظه ی آخر رسیدم
همراه تو در کوچه بن بست بودم
از هر خیابان قصه می گفتی شنیدم
من آن سخاوت زاده دشتِ پرآبم
من جوی آرامی به زیر شاخ بیدم
نام مرا باعشق با باور نوشتند
پنهان نکن نام مرا نوری،سپیدم


