دنیا به کامم از همیشه سردتر بود
زن بودم و دنیای من پردردتر بود
دلبسته ی هرکس شدم از عشق ترسید
من مثل زن عاشق شدم او مردتر بود
دنیای مردانه گل امید میداد
پاییز سهم زن همیشه زردتر بود
من روی حرفم مثل یک زن مانده بودم
دنیا ولی در هر قدم نامردتر بود
هر قدر کوشیدم زلال وساده باشم
در آینه تصویر من پرگردتر بود
جفتم غم و اشک و شب بی ماه میشد
شادی ولی هی دورتر هی فردتر بود
زن شعله می خواهد برای زندگانی
دنیا از اول هم به کامم سرد تر بود


