شاعر شده ام عشق تو را یاد بگیرم
دستان تورا در شب بیداد بگیرم
شاعر شده ام تا به سیاهی دو چشمت
الهام غزل از شب بغداد بگیرم
نقشینه ی چشمان تو را قاب بگیرم
از رفتن تو یک شبه غمباد بگیرم
از حالت گیرای نگاهت بنویسم
گرمای غزل از دل مرداد بگیرم
هر صبح و شبم شعر فقط شعر تو باشد
اسمت که نباشد فقط ایراد بگیرم
شاعر شده ام شعر ببافم همهی شب
تا قافیه از شهرِ دلآباد بگیرم
مشهور شوم بلکه مرا خوب ببینی
وقتی که لقب، حضرت استاد بگیرم


