نازنینم بیش از اینها با دلم بد کرده ای
بی صداقت جاده های عشق را رد کرده ای؟
قتل عام سوسن و مریم شنیدی تا به حال؟
قتل دل را هم بیافزا ظلم، این حد کرده ای
کودتا در معبد بتخانه ی دل با غرور
عشق را کُشتی، تبر بر دوش ایزد کرده ای
روزگاری قبله گاه آرزویت بوده ام.
دست دنیا را ببین! راه مرا سد کرده ای
در دو راهی بین ماندن یا نماندن مانده ام
فکر را درگیر باید یا نباید کرده ای
رقص بر روی گدازه روی شیشه دیده ای؟
نازنینم بیش از اینها با دلم بد کرده ای


