اه یک عالمه حرف است
⊰⃟𖠇✿ُِِِِّ࿐ྀུ༅࿇༅
آه ! یڪ عالمہ حرف است، نپرسید؛ چرا؟!
؏ـشق آمد پر پرواز مرا چید؛…چرا؟!
رهگذر! با توأم، اے علّتِ بیتابی من!
ڪوچہ، بنبست شد و چشم تو ترسید؛ چرا؟!
دوستم داشتہاے، با بغلی گرم، ولی…
دل بہ دریا زدن و اینهمہ تردید؛…چرا؟!
عقل را از سر دل، وا کن و بیپرده، بگو!
امپراطورے قلبـ.ـم شده تبعید؛ چرا؟!
بوسہاے داغتر از بوسہےِ ممنوعہ نبود
غزل از آبِ گلآلوده، تراوید؛ چرا؟!
سوختم از غم دورےِ نگاهت، نفسم!
تور برداشتی از چهرهےِ خورشید؛.چرا؟!
شبِ چشمانِ تو را، این دلِ بیتاب و تبم
در گلوگاهِ نسیمِ سحرے، دید؛…چرا؟!
#کبری_رحمتی(بیتاب)


