بیتابم
بیتابم و آرامشی در انتظارم نیست
تفسیر جایِ خالیام، نقش و نگارم نیست
همخوابهی تنهاییام، هنگام جان دادن
عطر کسی جز بیکسیهایم کنارم نیست
پیچیده سوز سرد غم در استخوانهایم
از درد لبریزم و همدردی دچارم نیست
بر رویِ دستم شاخههایِ آرزو پژمرد
حتیٰ نگاهِ گلفروشی در بهارم نیست
یک عمر هر سمتی دویدم، اشتباهی بود
آزردهام، تقدیر خوبی پایِ کارم نیست
سرخورده و افسرده و دلتنگ و دلگیرم
دنبال احوالم نگرد، صبر و قرارم نیست
بیزارم از طعم گسی که تجربه کردم
تلخ است لبخند ملیحی، غمگسارم نیست
یک قرن تنها بودنم، روح از تنم رفته
نبضم نمیزد،…شاخهای گل بر مزارم نیست؟!
از ماجرای زندگی سیرم، پس از باران
بیتابم و آرامشی در انتظارم نیست
#کبری_رحمتی(بیتاب)

