سمت ماه
تپش تپش دلِ من، سمتِ ماه، راه افتاد
غزل غزل ضربانم، به اشتباه افتاد
شبی که خونِ دلم رنگ و بوی مجنون داشت
میان شاهرڪَم لیلِ بیگناه افتاد
شراب بوسهی شیرین، به یاد فرهاد از…
لبم چکیده و بر روی قرص ماه افتاد
شَبِ فِراق ڪِه دانَد چه کرده با دلِ من؟!
مَگَر ڪسی ڪه بدون گنه به چاه افتاد
نفس نفس، دلِ بیتاب من که شاعر شد
تپش تپش همهام ، سمت ماه راه افتاد
#کبری_رحمتی(بیتاب)


