مثلمن
بوده از گریه، شبی بیدار باشی، مثلمن؟!
خستہ ازغم هاےِ جان آزار باشی، مثلمن؟!
بر منِ بیتو نمیدانی چہها، خواهد گذشت
باید اهلِ مردنِ بسیار باشی، مثل من
در نبودت، ڪافیاست زندانی آغوش شد
یا سری بر چوبہهاے دار باشی، مثلمن
چون پرستارے ڪہ درڪَیر تبِ و بیماری است
میزبانِ غُصّهےِ دلدار باشی، مثل من
رو بہ وصلِ قطرہ هاے نور در حالِ غروب
بوده در ظلمت، قدم بردار باشی، مثلمن؟!
از خودِ ڪانونِ قلبت، تا فراسویِ افق
عمقِ باورها و بیغمخوار باشی، مثلمن
جمعهها، حالِ دل بیتاب من، دیوانه است
بوده با شوق جنون، بیدار باشی، مثل من؟!
#کبری_رحمتی(بیتاب)


