در مسیر انتظار
تا سر کوچه میروم یار به من نظر کند
تا مگر از کنار من ناز کنان گذر کند
راهِ قدم نوازِ او را به گلاب انتظار
نم بزنم که خاک راهش،گِِله بی اثر کند
بوی بهار می دمد بر تب بیقراری ام
مرغ بهشتی ام! بخوان تا که ترانه سر کند
ساغر چشمهای من باده گسار شوق اوست
تا لب تشنه ی مرا سهم لبانِ تر کند
خط غبار کوچه را هدیه به عشق کن مگر
سرمه ی راه یار را روشنی بصر کند


