عایدم نشد
این هفته هم گذشت و وصال عایدم نشد
جز عمرِ کالِ رو به زوال عایدم نشد
دیدار یار، گم شد و جز مرگِ در غبار
در سرنوشتِ رو به ملال عایدم نشد
از کودکی کویرِ بلا شد سرشت من
یک کوره راه غمزده شد سرنوشت من
شب بود و درد و رنج جهنم،بهشت من
از ماه ،غیرِ قدّ هلال عایدم نشد
در بزم عشق لیلی و مجنون غزل شدیم
در آستان عشق و غزل بی بدل شدیم
جای کنارِ یار ،شکارِ اجل شدیم
آغوش یار و آن خط و خال عایدم نشد
حتی خیالِ بوسه ی کال عایدم نشد


