قالب شعر: {قالب شعر:35}
“در مسجد ما قبله اگر هست،یکی نیست
در مسلک ما قبله،از این دست،یکی نیست
در قلب پرستشکده،بی قبله ترینیم
در اوج پرستش،همه، بی قبله و دینیم
در سجده،به دنبال زر و شاهد و کینیم
با عشق زر و شاهد و کین،در پی دینیم
ای مسجد بی قبله،که بی قبله ترینی!
تا کی تو پرستش گه این جمع چنینی!؟
در پیکره ی بندگی ناب عبادت
مقصود،شده،شهرت و تزویر و سیادت
ای کعبه پرستی که خدای تو یکی نیست!
از لات و هبل،کعبه ی مقصود تو خالیست
هرچند،عباپوش و مزین به کلامیم
با ذکر خدا حق کش یک مردم خامیم
با آیه اخلاص،امام ره دینیم
اما همه،همسفره شیطان رجیمیم
ای قوم،که در حالت رمی جمراتید!
تا کی پی یک بتکده،از لات و مناتید!؟
در خانه همسایه،یتیمی پی نان است
حاجی پی کام خوش اغیار زمان است
حاجی!نکند نوکر اغیار زمانی
کاین گونه،از این میزنی و در پی آنی!؟
صد قبله ی بی قبله،که اسباب زمان است
زاییده ی کجراهه ی شیطان صفتان است”


