با لطف او
من بدون ذرّه ای وابستگی بر این جهان
عاشق استم همچنان بر زندگی با لطف او
زندگانی لطف یزدان است و روزی هم از او
بندگی آرَد تو را فرزانگی با لطف او
عشق و عرفان زندگی را معنی و ارزش دهد
ارمغان این دو گانه بندگی با لطف او
گر خدا ناکرده عشق از زندگی غایب شود
چیره شو بر فتنه ی افسردگی با لطف او
راه اصلی را خدا در پیش روی ما نهاد
در مسیر اولیا پایندگی با لطف او
زندگی گاهی شود از راه اصلی منحرف
از توکّل رو کنَد پیوستگی با لطف او
دور دنیا با همه نیروی جذب و جلوه ها
چون نباشد لایق دلبستگی با لطف او
دل بر عقبا بند و دنیا را بدان یک مزرعه
بهر کسب توشه ی وارستگی با لطف او
آصف این باور مثال حلقه ای بر گوش خود
دارد و بالَد بر این آمادگی با لطف او


