قلب من زخمی حرفی نابجاست
عشق در تقدیر من باد هواست
آنچنان درگیرم و زخمی غم
تاسیان روح من در انزواست
کوله بار دردم و گم کرده راه
ناجی مرگم فقط دارالشفاست
رخت دردم جام مرگم خسته ام
آشتی با زندگی از من جداست
دست نامیرای غم بر شانه ام
همره تنهایی ام درد و بلاست
من سپردم دست او هر کار را
انتقام از ناکسان هم با خداست


