قالب شعر:
می شود نزد من آیی ای دل!؟
شب درازست و سخن بسیارست!
ای دریغا که خودت می دانی
چون قلندر غم من بیدارست!
دلِ بیچاره ی ره گم کرده
تو دگر هیچ نَبر نامش را
اگر از دست خودت سیر شدی
پر ز می کن قدح و جامش را
آن کسی را که تو همدم دانی
مثل تو عاشق و شیدایت نیست
آنقَدَر هم که شدی رسوایش
بخدا عاشق و رسوایت نیست
سوختی از غم و او،کی باشد!؟
بر سرِ عهد و وفایش ای دل!
تا به کی شانه نگه داری سخت
زیرِ آوار جفایش ای دل❤️
#بهناز_خدابنده_لو


