جنگلی،دست شغال است خدایا!چه کنیم؟
شیر غیرت،گم و لال است خدایا!چه کنیم؟
مکر روباه،که دعوی اناالحق دارد!
صاحب تخت کمال است خدایا!چه کنیم؟
در عبادتگه این جنگل صد رنگ و نوا
زاهدی،گربه خصال است خدایا چه کنیم؟
خوک،در اوج هوسبازی و شهوت رانی
صاحب جاه و جلال است خدایا چه کنیم؟
سگ که بر تخت وفاداری خود تکیه زده
نوکر گرگ و شغال است خدایا چه کنیم؟
لاشه و پیکر بی جان غزالی حقگوی
سهم کفتار و حلال است خدایا چه کنیم؟
خانه گرگ،پر از جامه صدها میش است
گله ،در حال زوال است خدایا چه کنیم؟
هر زر و سیم که در پهنه جنگل پیداست
سهم آن خوش خط و خال است خدایا چه کنیم؟
هدهد راه بلد،مرشد مرغان شده است
خود، ولی بی پر و بال است خدایا چه کنیم؟
گله را گرگ،دریده،ولی از سوی خران
گردن گرگ،مدال است خدایا چه کنیم؟
کاروان!مرغ طرب،در قفس خاموشی است
جغد،مداح جمال است، خدایا چه کنیم؟


