جمعه ای بگذشت در آن ماتم است
جمعه ای بگذشت در آن ماتم است
شاه امروزین ِ ما آن حاتم است
در لباس مشکی از دست یزید
کربلا را تا فلسطین آهم است
از مریدان شهنشه پرس و جوست
همچو اجدادش پدر را در غم است
او شهید مکتب اسلام ناب
جانشین بر مصطفای خاتم است
آفتاب از زخم دوران خون گریست
ماهتاب اندر تلاطم در نم است
روز مان تاریک شد چون شب سیاه
کشته های راه بالا باهم است
تک ستاره غایب اندر پرده شد
از چه بر این جمع ما یاری کم است
کار این دنیاست آدم زد خطا
خوبرویان زشت خویان در هم است
خوی حیوانی اگر گل می کند
همنشین گرگ و روبه سر خم است
تا برآید در صراط المستقیم
کار ما پر پیچ و خم زیر و بم است
آدمیت راه وصل دلبر است
صاحب آن خانه دیدم محرم است
زارعی در حق تلاشت دائم است
انتظاری اینچنین خوش محکم است
گر خدا خواهد سپاه کوثر است
ثبت کرده نام ما در پرچم است
#زینالعابدین_زارعی_انگورانی


