لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 20 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر
مبادا بروی
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران بوشهر

قالب تخصصی اشعار : شعر سپید

 مبادا بروی


 

میانِ دفترم
شعری‌ست
که پنجره‌هایش
رو به خیابانی بارانی
باز می‌شود؛

همان خیابانی
که برگ‌های نارنجی‌اش
قدم‌های تو را
در آغوش می‌گیرند؛

چراغِ راهنمایش
سبز می‌شود،
مغازه‌هایش
بوی تو را
می‌دهند؛
حتی ولگردهایش
نام تو را بلد اند
که مبادا بروی.

کمی دورتر،
کاجِ معوجی‌ست
که پیراهن تو
هنوز از شاخه‌اش آویزان است؛
گنجشک ها گاه گاهی
برایش آواز می خوانند
که مبادا بروی

و من،
آن آدم‌برفیِ ناخوانده‌ام
که در حیاطِ خانه‌ام
آب می‌شوم؛
واژه‌هایم
قندیل بسته‌اند
و صفحه‌ها
به هم چسبیده‌اند؛
که مبادا بروی

هر ورق
پنجره‌ای‌ست
رو به پاییز
یا زمستان؛
چه فرقی دارد؟

یک ورقش
خالیست،
سرد و زمستانی؛

آن یکی
بوی باران می‌دهد،
اما شومینه‌اش
خالیست

انگار این دفتر
فصل‌ها را نمی‌شناسد؛
تگرگِ پاییزی
یا یخبندانِ زمستانی؛
چه فرقی دارد؟

وقتی صدای قدم‌هایت
در کوچه‌های خیس
دورتر می‌شود؛
و من
هنوز
پشتِ همان پنجره‌ام،
با دستی
که نه قلم را رها می‌کند،
نه دستگیره را؛
که مبادا بروی…
مبادا بروی…


آثار دیگر شاعر :

قطار

اشعار شاعران