در خلال موشکها
- صد قطار موشکها ست لابلای موهایت
لانچر است یا سکو آن دو چشم زیبایت
از خلال موشکها؛ ازدحام پهپاد است
صد بلا فزون ریزد از دو چشم شهلایت
پیرهن تو مین ریزد هرکجا گذر کردی
دل نگو که مینروب است پیش قد و بالایت
تنگه را چومی بستی؟ دل سراسرش تنگ است
بوی خونی نفت است. لابلای شولایت
بوی سوختگی خام دامن خلیج فارس
دامنت همیشه مست توپیش بادهای برپایت
روی بند افکندی؟ رخت جنگ راهر شب
هی پدافند عامل من هی شباهنگ غوغایت
گفتمت نخند لامصب، نفتکشها گرفتارند
گیر کرده صد مجنون در مسیر دریایت
میکشد دلت لانچر، میتپد دلم هر سو
منجنیق میاندازی واژه پشت معنایت
لشکری زموشکها ست در خلال یاد تو
میشود تراکنشی اشکهای و آوایت
فاراب


