بی نام و بی نشان ، عکس
تو آن حجمِ سبزی
بی زاویه
و اضلاعِ تو
بُعد را پس زدند ؛
تو آن انبساطی
که از اسم ، سَر رفته ای ؛
صدایی
که خوبی
اما نباید شنید ؛
هوایی
نه مجهول
نه غایبی ؛
تو را آینه
تا کجا بُرده است ؟
چرا من
به دیدارِ تو
با سَبَد آمدم ؟
چرا فکر کردم
تو باید بدانی
که من کیستم ؟
( شهریار جعفری منصور )


