دچار
عمیق است قمری
شقایق شدید است ، در چشم من
و من آشتی می دهم
آشنا می شوم با هوا
و کوتاهِ چینه ، پُلِ نورس است ؛
کدو طُعمه ام نیست
حِرمان خودش بی کس است ؛
نه تفسیر و تغییر
در رازِ دنیا شِنا می کنم
به دنبال ماهم ، در آن سوی درک؛
قدم های کُندِ تماشا کجا رفته اند؟
تو گفتی که پُشتِ مفاهیم خوابیده اند ؛
تو گفتی که انگار
من بعد از این عاشقم
بله من دچارم
دچارِ همین اُنسِ بی انتها .
( شهریار جعفری منصور )


