اشراق
خالصِ گنجشک
دور نشد از مدارِ حافظه ی کاج ؛
حوریِ تکلمِ دیدار
با هوای صافِ سخاوت
از اهالیِ امروز
هم صدای کودکیِ باد
در افقِ باز
گرم شد از لهجه ی یک سیب ؛
در کنارِ عافیتِ نور
عاطفه ی خاک رها ماند ؛
با دریچه های مکرر
در لبه ی فرصتِ انگور
عفتِ اشراق به جا ماند .
( شهریار جعفری منصور )


