لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 30 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر
صبح امیّد شقایق
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران اصفهان

قالب تخصصی اشعار : غزل

 صبح امیّد شقایق


سلام ای صبح اُمید شقايق

قسم بر تو قسم بر این دقایق

 

که دل دارد هوای دیدن یار

طلوعی کرده خورشیدی دگر بار

 

نه از کوه و نه از دشت و نه صحرا

که از جان و دل و آن سوی دریا

 

اگر دریا چو جانم بیقرار است

همو هم عاشق دیدار یار است

 

همه آب است و می سوزد سبب چیست؟

ترک هایی که او دارد به لب چیست؟

 

عطش دارد برای بوسه بازی

تو می دانی که از ما بی نیازی

 

چرا ذرّات عالم بقیرارند

چه شد که لاله هایت داغ دارند

 

تو را یک بار دیدند از رهایی

ولی دیگر نمی گویی کجایی؟

 

به عشقت عالمی در آتش آمیخت

جهان مرده را عشقت برانگیخت

 

به هر جا بود لیلایی تو بودی

که بند پای مجنون می گشودی

 

و خود دیوانه بودی روی خود را

جهان تهمت زده بر چشم لیلا

 

تو با شیرین و خسرو آرمیدی

خودت فرهاد بودی و شنیدی

 

صدای تیشه ی تلخ جدایی

که می جُستی طریق آشنایی

 

برای اینکه خود گردی پدیدار

به جان ها دوختی نقشی ز دیدار

 

اگر من میل روی یار دارم

یقین با چشم مستت کار دارم

 

و گر یارم به بند اشتیاق است

تو را می جوید و این از فراق است

 

برای آنکه مرحم یابد این زخم

عجب خندیده ای با ناز و با اخم

 

گشودی بابی از یاران به آغوش

که لبخندت دمی گردد فراموش؟

 

اگر قصدت فراموشی جان هاست

چرا روی تو در آیینه پیداست؟

 

چرا لبخند گل بوی تو دارد

و شبنم شعله در روی تو دارد؟

 

چرا با ما و هم بی مایی ای دوست

چرا در محشرِ کبرایی ای دوست؟

 

تو می خواهی که من آرام باشم

به عشقت در جهان بهنام باشم

 

نمی دانی که این از من بعید است

و جانم در چنین جنگی شهید است؟

 

از آن چشم و از آن محراب ابرو

وزآن لبخند و آن صد بندِ گیسو

 

مرا مشغول روی خویش گردان

رهایم از شبِ تشویش گردان

 

بتاب ای صبح اُمیّد شقايق

که ناپیدا نمی ماند حقایق

 

بخواه این بنده و سلطان من باش

نگهبانِ انیسِ جان من باش!

 

#دکتر بهنام گرجی(بهنام)

#مناجات، مثنوی

#شانزدهم آذر ۱۴۰۴

#مشهد کاوه 🌹🌹


آثار دیگر شاعر :