یا عمر سعدیم یا حر در صفوف جامعه
یا عمر سعدیم یا حر در صفوف جامعه
نوشدارو بعد سهراب هست نیش واقعه
“توبه بر لب سبحه برکف دل پراز شوق گناه”
سر به نیزه می رود باشد خدای مان گواه
شکل انسانیم ره بسیار تا انسان شدن
هفت خانی هست باید در گذر از آن شدن
کاروان شد ماهنوز اندر خم این کوچه ایم
گشت غوغا های و هوی و ناسزا درمانده ایم
راه پیدا شد افق ها سوی سرخ کربلا
عاقبت خیر است اگر چه راه مان شد پر بلا
مهدی آمد منتظرها سبز پوش احمدی
بر صراط آرد همه انسان به دور از هر بدی
قبض و بسط کربلا تفسیر می گردد حضور
جنگ باشد صلح باشد تابعیت بی قصور
زارعی را در شمار رویشی ها پاس دار
گم نگردد آدمیت با شما او کامکار


