لب سکوت
گر پشت این سکوت ، بخوابد صدای تو
دیگر چه سود ، ناله ی تار و نوای تو ؟
با این تلاطمی که به دریای سینه ات
گر دل سوار ماه نگردد ، که وای تو
با کشتی شکسته در امواج پر خروش
با اینکه خبره ای شده حق ناخدای تو
اینک به وقت ساعت غم ، بادبان بکش
تا لنگری زند به خوشی ها خدای تو
وانگه به کوچه های پراز برف ِ لب سکوت
گامی بیا که گل دمد از رد پای تو
حلاج روزگاری و بانگ ات ، انالحق است
باشد که دار ، ضجّه زند، پیش پای تو
آنان که در سواحل خوش باوری هنوز
در خواب غفلت اند ، نگیرند جای تو
#نسرین_حسینی


