فصل نگاه
نفسم هستی و بی تو نفسی نیست مرا
ای همه هستی من جزتوکسی نیست مرازلف پُرچین تو چون سلسله درگیرم کرد
جز نفسهای تو، بانگ جرسی نیست مرادامن از دست نکش، فصلِ نگاه آمده است
ای کریمانه ترین! ملتمسی نیست مراخالقان دو جهان ، سکه به نام تو زدند
به طواف آمده ام دادرسی نیست مرادلنوازانه ترین نای غزل ها لب توست
جز امان نامه ی تو دسترسی نیست مرادلم از بام به بوم آمده، جَلدت شده ام
جز همین سینه ی امنت قفسی نیست مراجز رمانی که فقط عشق میان من وتوست
نه فقط عشق که حتی هوسی نیست مراغزل از عشق، درآغوش تو آرام گرفت
جز دو چشمان تو فریاد رسی نیست مرادل نسرین به هوای نفست دلبر توست
به همین هُرم نفس هات کسی نیست مرا
#نسرین_حسینی30 ژوئن 2020


