تا به بی کرانه های انتظار…!
چشمهای منتظر
تابی کرانه های انتظار
اشک می ریزند
و در فحر صادق نماز سکوت می خوانند
و در صبح جمعه قبل از طلوع آفتاب
با فاصله گرفتن از فجر کاذب اشک
حسرت در انتظاری جاودانه
تضرُّع در سکوتی خاموش از آبستن
واقعیت هایی به تلخی یک باور
سکوتی از باروری به تلخی بادام
چشمهای منتظر اشک حسرت
می سرایند
متی ترانا ونراک ؟
ادرکنی
مهدی عرفانیان


